خانه
درخواست ها
ثبت درخواست خرید
جستجو
داشبورد
روچی
مشاوره فروش پوشاک
مجله خبری روچی مارت
خدمات‌دهندگان
کالاکارت مهر ایران
مجله روچی
روچی تولید
فروش اعتباری

دسته‌بندی کالاها

پارچه عمده
منسوجات خانگی
رنگ، الیاف و نخ
خرج کار و ملزومات دوخت
پوشاک عمده
خدمات نساجی
تجهیزات، ماشین آلات و قطعات

روند 30 ساله تولید پوشاک بررسی شد: 5پیشنهاد برای نجات صنعت نساجی

آخرین به روزرسانی: 20 بهمن 1403

روند 30 ساله تولید پوشاک بررسی شد: 5پیشنهاد برای نجات صنعت نساجی

«ادامه وضعیت فعلی»، «توسعه بازار داخلی»، «توسعه پایدار و صادرات‌محور» و «رویکرد بلندمدت و دو مرحله‌ای» این چهار سناریو هستند که به غیر از سناریوی اول، تحقق سه سناریوی بعدی نیازمند تغییر در سیاست‌ها و رویکردهای دولتی و بخش خصوصی است. بر همین اساس نیز تدوین‌کنندگان این گزارش راهبردی در پایان پنج پیشنهاد اساسی «سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین»، «جذب سرمایه خارجی»، «تقویت بنگاه‌های خرد»، «مبارزه با قاچاق» و «رقابتی‌سازی شرایط داخلی» ارایه کرده‌اند.


به گزارش سایت نساجی امروز به نقل از جهان صنعت، ایران به‌ عنوان یکی از کشورهای دارای ظرفیت در حوزه نساجی و پوشاک، با چالش‌های متعددی مواجه است؛ کمبود نیروی انسانی ماهر و متخصص در صنعت، ضعف در آموزش‌های مرتبط با فناوری‌های نوین، فرسودگی تجهیزات و ماشین‌آلات، پایین بودن بهره‌وری به‌دلیل عدم استفاده از فناوری‌های پیشرفته و وابستگی به فناوری‌های قدیمی و آلاینده. در این میان اکثر واحدهای تولیدی خرد و کوچک و بدون ارتباط با زنجیره‌های بزرگ‌تر فعالیت می‌کنند. نبود شرکت‌های رهبر که بتوانند کل زنجیره تامین را هدایت کنند دیده می‌شوند. محدودیت در ارتباطات بین‌المللی و انتقال فناوری، ضعف در حضور در بازارهای جهانی و منطقه‌ای، چالش در تامین مواد اولیه باکیفیت و رقابت‌پذیر از دیگر موانع صنعت نساجی است. ازاین‌رو، سناریوهای احتمالی پیش‌روی صنعت نساجی ایران به قرار زیر هستند.


ادامه وضعیت فعلی


در سناریوی اول فرض می‌شود که ساختارهای ناکارآمد فعلی در صنعت نساجی و پوشاک همچنان باقی بمانند. تعرفه‌های ناهماهنگ، قاچاق گسترده، ضعف زیرساخت‌ها و نوسانات ارزی ازجمله مشکلات اصلی این بخش هستند. پیامد این سناریو، کاهش سهم ایران در بازار جهانی و حتی داخلی است. با این‌حال، برخی شرکت‌های پیش‌رو ممکن است با تولید محصولات باکیفیت بالا و تمرکز بر دهک‌های درآمدی خاص، سهم محدودی از بازار را حفظ کنند اما این روند نمی‌تواند در میان‌مدت و بلندمدت مطلوبیت لازم را فراهم کند.


توسعه بازار داخلی


سناریوی دوم بر فرض بهبود نسبی قدرت خرید خانوارها و تسهیل دسترسی بنگاه‌ها به مواد اولیه و تجهیزات استوار است. در این حالت، بنگاه‌ها تلاش می‌کنند تا سهم بیشتری از بازار داخلی را به دست آورند. چالش‌های اصلی این سناریو شامل کنترل قاچاق، حل تعارض منافع، تولید محصولات باکیفیت و به‌روزرسانی فناوری در زنجیره تولید است اما راهکارها؛ ترویج فرهنگ مصرف کالای ایرانی از طریق کمپین‌های تبلیغاتی، حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط و توسعه برندهای ملی و سرمایه‌گذاری در تولید مواد اولیه داخلی است.


توسعه پایدار و صادرات‌محور


سناریوی سوم بر آزادی مبادلات پولی و کالایی، رفع تحریم‌ها، رشد طبقه متوسط و ثبات اقتصادی میان‌مدت و بلندمدت استوار است. در این حالت، صنعت نساجی و پوشاک می‌تواند به بازارهای منطقه‌ای و جهانی متصل شود. چالش‌های این سناریو تحریم‌هاست و راهکارهای آن ایجاد توافقنامه‌های تجاری دوجانبه و چندجانبه برای تسهیل صادرات، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های کاهش مصرف آب و تولید محصولات دوستدار محیط زیست، ایجاد پارک‌های صنعتی تخصصی و ارتقای زیرساخت‌های گمرکی و حمل‌ونقل، در کنار تقویت سرمایه‌گذاری خارجی و همکاری با برندهای معتبر جهانی هستند.
رویکرد بلندمدت و دو مرحله‌ای
در سناریوی چهارم، ابتدا تمرکز بر تقویت صنعت داخلی برای پاسخگویی به نیازهای داخلی است. سپس با تقویت بنگاه‌ها، صنعت به بازارهای بین‌المللی راه پیدا می‌کند. این مسیر، تجربه موفق کشورهای ترکیه و ویتنام است. پیش‌نیازهای این سناریو سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، بازنگری نظام تعرفه‌ها، انعقاد توافقنامه‌های بین‌المللی برای اتصال بنگاه‌ها به زنجیره ارزش جهانی و ایجاد شبکه‌های ارزش داخلی و بین‌المللی است.


مرور روند 30‌ساله


بررسی روند 30‌سال گذشته صنعت نساجی نشان می‌دهد، سهم این صنعت از کل صنعت کشور از 7/‏‏14‌درصد به 5/‏‏2‌درصد و سهم صنعت پوشاک از 6/‏‏5‌درصد به 9/‏‏0‌درصد کاهش یافته است. این آمار نشان‌دهنده روند نزولی و کوچک شدن این صنایع در اقتصاد کشور است.
طبق اطلاعات منتشرشده از سند صنعت نساجی و پوشاک، در صنعت پوشاک، 80‌درصد ارزش‌افزوده توسط بنگاه‌های خرد (زیر 10‌نفر) ایجاد می‌شود، در‌حالی‌که در صنعت نساجی، 60‌درصد ارزش‌افزوده متعلق به بنگاه‌های بالای 10‌نفر است. این تفاوت ساختاری نشان می‌دهد که صنعت نساجی نسبت‌به صنعت پوشاک سازمان‌یافته‌تر عمل کرده است اما همچنان با چالش‌هایی مواجه است.


در این حال، سهم صنعت نساجی از تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور از 2/‏‏0‌درصد به 05/‏‏0‌درصد و سهم صنعت پوشاک از 2/‏‏1‌درصد به 2/‏‏0‌درصد کاهش یافته است. در مقایسه، در کشورهایی مانند بنگلادش، سهم پوشاک از صادرات بالای 50درصد (57‌درصد در سال‌های اخیر) و در ترکیه حدود 15درصد است.


میانگین سرانه مصرف پوشاک در ایران نیز طی 15سال گذشته حدود 100 دلار برآورد شده است، درحالی‌که این رقم برای متوسط جهانی در سال2023 حدود 226‌دلار بوده است. در بازارهایی مانند اروپا و اقیانوسیه، این رقم به بیش از 500 دلار می‌رسد. سهم هزینه پوشاک در سبد خانوار ایرانی نیز از 4‌درصد در سال1390 به 2/‏‏3درصد در سال1402 کاهش یافته است.


ساختار بازار و چالش‌های تولید


تحلیل دهک‌های درآمدی نشان می‌دهد دهک‌های اول تا چهارم (فقیرترین گروه‌ها) حدود 20‌درصد مصرف بازار پوشاک را تشکیل می‌دهند. دهک‌های میانی حدود 35‌درصد مصرف را به خود اختصاص داده‌اند. دهک‌های نهم و دهم (ثروتمندترین گروه‌ها) 45‌درصد بازار را در اختیار دارند. این توزیع نابرابر نشان‌دهنده فشار اقتصادی بر دهک‌های پایین و تمایل به استفاده از پوشاک ارزان یا دست دوم است.


ممنوعیت واردات پوشاک چالش اول است. این محدودیت‌ها باعث ایجاد بازار سیاه و افزایش قاچاق شده است؛ به‌طوری‌که حدود 30‌درصد بازار داخلی از طریق محصولات قاچاق تامین می‌شود. ارزش سالانه قاچاق پوشاک حدود 5/‏‏2‌میلیارد دلار برآورد شده است. این وضعیت ضربه جدی به تولیدکنندگان داخلی وارد کرده زیرا قاچاق پوشاک با قیمت‌های پایین‌تر از تولیدات داخلی عرضه می‌شود.


محصولات قاچاق عمدتا از کشورهای چین، ترکیه و کشورهای همسایه وارد می‌شوند. این پوشاک اغلب بدون پرداخت حقوق گمرکی و مالیات وارد کشور شده و در بازارهای رسمی و غیررسمی به فروش می‌رسند. توزیع محصولات قاچاق از طریق شبکه‌های گسترده و با استفاده از کانال‌های آنلاین نیز افزایش یافته است. این موضوع نه‌تنها به تولیدکنندگان داخلی آسیب می‌زند، بلکه باعث کاهش اعتماد به برندهای داخلی و کاهش تمایل به سرمایه‌گذاری در این صنعت شده است.
چالش بعدی کمبود نیروی کار ماهر است. این مساله به کاهش کیفیت تولیدات داخلی انجامیده است.


فناوری فرسوده چالش سوم است. بسیاری از واحدهای نساجی به‌روز نشده‌اند و نیازمند سرمایه‌گذاری جدی در این زمینه هستند.
مقیاس کوچک تولید معضل بعدی است؛ تولیدکنندگان داخلی به‌دلیل حجم کم تولید نمی‌توانند با بخش تامین مواد اولیه ارتباط موثری برقرار کنند که این موضوع به افزایش هزینه‌ها منجر می‌شود.


کاهش 80 درصدی صادرات


صادرات پوشاک ایران به حدود 70 تا 80‌میلیون دلار در سال‌های اخیر کاهش یافته است. 90‌درصد این صادرات به چهار کشور افغانستان، آذربایجان، امارات و ترکمنستان انجام می‌شود. این محدودیت جغرافیایی نشان‌دهنده عدم تنوع بازارهای صادراتی است.


رشد سالانه 4 درصدی پوشاک جهان


در سطح جهانی، سه نوع تامین‌کننده پوشاک وجود دارد؛ محصولات استاندارد با تقاضای قابل پیش‌بینی: این گروه شامل تولیدکنندگانی مانند بنگلادش است که با نیروی کار ارزان رقابت می‌کنند.
محصولات مد روز با تقاضای متغیر: تولیدکنندگان این دسته به شبکه‌های لجستیک قوی و انعطاف‌پذیری بالا نیاز دارند.
محصولات لوکس با تقاضای پایدار: این بخش سهم کمتر از 5‌درصد بازار جهانی را دارد اما ارزش‌افزوده بالایی ایجاد می‌کند.


بازار پوشاک جهانی در سال 2023 ارزشی معادل 740‌میلیارد دلار داشته و پیش‌بینی می‌شود این رقم تا سال 2028 به 2‌هزار میلیارد دلار برسد. این رشد، معادل رشد سالانه حدود 4‌درصد است. سرانه مصرف پوشاک در دنیا نیز روندی افزایشی داشته و انتظار می‌رود تا سال2028 به 250‌دلار برسد. حدود 95درصد از بازار جهانی پوشاک در حوزه محصولات غیرلوکس متمرکز است.


پنج کشور اصلی آمریکا، چین، انگلستان، آلمان و فرانسه حدود 50‌درصد از کل بازار پوشاک دنیا را در اختیار دارند. از منظر جغرافیایی، سه بازار اصلی پوشاک شامل آمریکای شمالی، اروپا و آسیای شرقی هستند که بیشترین تمرکز تولید و مصرف در این مناطق صورت می‌گیرد. تعداد قطعات نساجی تولیدی در دنیا نیز از 179‌میلیارد قطعه در سال2023 پیش‌بینی می‌شود به 196‌میلیارد قطعه در سال 2028 افزایش یابد. این افزایش هم‌زمان با بالا رفتن متوسط هزینه تولید هر قطعه از 7/‏‏8‌دلار به حدود 19/‏‏18‌دلار خواهد بود.


تحولات زنجیره تامین جهانی


در این حال، یکی از تغییرات مهم در بازار جهانی، کوتاه شدن طول زنجیره‌های تامین و تمرکز بر تولید در کشورهای نزدیک‌تر به بازارهای مصرف است. این روند به‌ویژه در اروپا و آمریکا دیده می‌شود، جایی که کشورهای منطقه‌ای مانند ترکیه، لهستان و هند سهم بیشتری از بازار را به دست آورده‌اند. اصطلاحاتی نظیر تامین دوستانه
(Friend-shoring) در آمریکا و «تجارت چندجانبه مطمین» در اروپا برای توصیف این تغییرات به کار می‌روند. جنگ اوکراین و بحران کرونا نقش قابل‌توجهی در تسریع این روند داشته‌اند. در این میان، کشورهایی مانند بنگلادش، ترکیه و چین همچنان از بازیگران اصلی صنعت نساجی و پوشاک هستند. بنگلادش به‌دلیل مقیاس بالای تولید در بازار محصولات استاندارد و ترکیه به علت نزدیکی به اروپا و توانمندی در تولید محصولات خاص و لوکس، جایگاه خود را حفظ کرده‌اند.


وضعیت فناوری در صنعت نساجی


آنگونه که اکو ایران گزارش کرده،‌ فناوری‌های انقلاب صنعتی چهارم به شکل گسترده‌ای در صنعت نساجی و پوشاک وارد شده‌اند. تولید سه‌بعدی، استفاده از هوش‌مصنوعی برای پیش‌بینی تقاضا و مدیریت زنجیره تامین، بلاک‌چین برای شفاف‌سازی زنجیره تامین و پلتفرم‌های دیجیتال فروش آنلاین، از جمله تحولات مهم فناوری در این صنعت هستند. این فناوری‌ها نه‌تنها بهره‌وری تولید را افزایش داده‌اند، بلکه امکان کاهش هزینه‌ها و بهبود دسترسی به بازارهای جهانی را نیز فراهم کرده‌اند.


در پایان، گزارش اتاق بازرگانی تهران نتیجه‌گیری کرده است: توسعه صنعت پوشاک به‌عنوان موتور محرک زنجیره ارزش نساجی باید در اولویت قرار گیرد. سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید و به‌روزرسانی واحدهای تولیدی ضروری است. جذب سرمایه‌گذاری خارجی با تمرکز بر استانداردهای جهانی و بازارهای صادراتی جدید باید تقویت شود. تقویت بنگاه‌های خرد از طریق تسهیلات مالی و آموزش نیروی کار می‌تواند به بهبود عملکرد این بخش کمک کند. مبارزه با قاچاق و ایجاد شرایط رقابتی سالم در بازار داخلی از اولویت‌های حیاتی است.